مسخ

5 -  مسخ

مرحوم خراسانی درکتاب مهدی منتظر(عجـّـل اللّه تعالی فرجه الشّریف) گوید: 

ازاموری که تقریباً حتمی الوقوع است ظهورمسخ است ... و

ممکن است که درسالهای پیش ازسال ظهورتحقّق یابد

 امّا بیشترمی نماید که درسال ظهور خواهد بود...

دراینجا احادیثی ازکتاب روزگار رهایی می آوریم.

[‌مسخ : دگرگونی سیرت وصورت چیزی به شکلی جزآنچه هست

 (مبدّ ل شد ن انسان دو پا به حیوان وحشی چهار پا) ]

الف -« درآخرالزّمان ،خسف، قذف، مسخ  واقع خواهد شد . »

ب - « قومی از این امّت شب را در کنار سفره طعام وشراب ولهو ولعب سپری می کنند وبامدادان به صورت میمون وخوک در می آیند.»

ج - پیشوای ششم شیعیان [علیه السّلام ] در تفسیر آیه شریفه « پیش از عذاب بزرگ،از عذاب کوچک به آ نها می چشانیم .»«سوره سجده  آیه 21»  فرمود: « چه ذلـّت وخواری بالا تر ازاینکه انسان در میان خانه وخانواده اش در کنار سفره نشسته باشد وناگهان اهل خانه گریـبان چاک کرده ، ناله سر دهند ، مرد م بپرسند : چه شده ؟! گفته شود : این فلانی است، همین الآن مسخ شد!! ابوبصیرازآن حضرت (علیه السّلام)پرسید: این فجایع پیش از قیام قائم [عجـّـل اللّه  تعالی فرجه الشّریف] روی می دهد  یا بعد از قیام او؟!  فرمود: پیش از قیام او . »

د - «  فتنه ها زمین را ازکران تا کران فرا گیرد ومسخ شد ن در میان دشمنان حقّ وحقیقت فراوان گردد. »

ه - « باد زورا(طوفان، گرد باد، از سوی بغداد، از سوی دجله) به شکلی که نظیرش دیده نشده ؛ می وزد،مرد م به دانشمندان خود پناه می برند وآنها را مسخ شده می یابند ومی بینند که به صورت میمون وخوک درآمده اند، صورت شان سیاه شد ه و د ید گان شان  کبود گشته است. »

بنی قنطوره

3 - بنی قنطوره

الف ـ ” نزدیک است که سلطنت عرب به دست بنی قنطوره برچیده شود؛ بنی قنطوره قومی هستند با صورتهای پهن، بینی های فرورفته ودیدگان کوچک، صورتهایشان چون سپرهای آهنین است، کفشهای مویی به پا می کنند و در محلّی در نزدیکی سرزمین عرب که از زمین های عربی است فرود آیند که به آنجا وادی لون گفته می شود. عرب ها سخت با آنها درگیر می شوند ... ,,    ‹این حدیث طولانی است و ادامه دارد. ›

ب ـ ” نزدیک است که بنی قنطوره شما را از سرزمین های خود از خاک عراق بیرون کنند .,,

ج ـ ” قومی که صورتهای پهن ودیدگان ریزوقیافه های غمباری دارند امّت مرا می رانند 

و به جزیرة العرب برمی گردانند.این حمله وگریز

سه بار روی می دهد...“

د ـ ” بنی قنطوره  وارد بصره می شوند، در کنار رود دجله فرود می آیند، مرد م سه گروه  می شوند گروهی به پد ران خود می پیوندند،گروهی به سختی می افتند وکفر می ورزند و گروهی خانواده های خود را پشت سر خود قرار می دهند و وارد نبرد می شوند. کشته هایشان شهید است...“

ه ـ ” وای بر زورا(بغداد) از بنی قنطوره گویی با چشم خود می بینم که حریم زنها در زیر پای سواران سپاه لگد مال شده و شعله های آتششان شام راطعمه حریق نموده است، بدا به حال حلب از محاصره آنان. شهرهای شامات در زیر پایشان لگدمال می شود واز شامات جز دمشق و نواحی آن باقی نمی ماند ودشت ودمن از خون مردمان رنگین می شود،سپس با اعلام امن وامان وارد بعلبک می شوند و همه نواحی لبنان را حوادث خونبار فرا می گیرد...“

و ـ” واز بیشترین نشانه ها بنی قنطوره و  سلطه آنها بر عراق و شامات است“

ز ـ ” بنی قنطوره مسلمانان را دنبال می کنند واسبهای خود را به نخلهای خوخا(در نزدیکی مسجد کوفه) می بندند و از آبشخورهای فرات می نوشند. آنان که از خراسان وسجستان می آیند مرد م عراق را به شدت فراری می دهند، آنها شریرانی هستند که مرحمت از دلهایشان گرفته شده است. در میان حیره وکوفه به هرکس برسند می کشند و اسیر می گیرند.“

ح ـ ” وای بر امّت محمد [صلّی الله علیه وآله] هنگامی که شهر نشینی را تحمل کنند و

 بنی قنطوره از رود سیحان بگذ رند واز آب دجله بخورند و به سوی بصره وابّـله تهاجم کنند.“

{ در کتاب روزگار رهایی احادیث فراوانی آمده است که مختصری از آنرا در بالا نقل کردیم 

ولی در کتاب مرحوم خراسانی حدیثی نیامده است.}

*در مقابل این احادیث و شاید مکمّـل این روایات، احادیث دیگری است که بنی قنطوره را به نحو دیگری معرفی می کند. در کتاب جهان در سیطره صاحب الزّمان(عجـّـل اللّه تعالی فرجه الشّریف) آمده است: ” زود باشد که تأیید کند خدا این دین را به گروههایی که هیچ بهره ای از دین ندارند.“ مؤلف این کتاب قد رت آنان را  قد رتی فوق بشری می داند و آنان را یک دسته از سرنشینان وصاحبان سفاین ناشناس پرنده معرفی می کند

علائم قابل توجّه - فـتـنـه دجّال

مؤلف کتاب «جهان در سیطره صاحب الزّمان [عجـّـل اللّه تعالی فرجـه الشّریف] » در مورد دجّال و

 مرکب او فرضیّه ای آورده است و در مقام نتیجه گیری مشخصات دجّال را با بعضی از

 سرنشینان ناشناخته سفینه ها وبشقاب های پرنده مقایسه و مطابقت نموده است 

و مشخصات مشترک را این گونه بیان کرده است:

1- آبله رو بود ن  2- داشتن سر و کلـّه بزرگ 3- قدّ بلند

 4- چشمان برّاق 5- یک چشم بود ن 6- طیلسان های سبز و موارد دیگر.

در مورد مرکب دجّال آن را نوعی وسیله پیشرفته و مد رن نقلیه (زمینی و بیشتر هوایی) می داند

 که ابعادی  عظیم و سرعتی فوق العاده دارد. . .

دجّال و صهیونیست :

استاد علی کورانی در کتاب عصر ظهور می فرماید: « احتمال قوی نزد من ،این است که این جنبش بعد از مدتی نه چندان کوتاه پس از برپایـی حکومت جهانی حضرت مهدی [عجـّـل اللّه تعالی فرجه الشّریف] و رفاه عمومی ملـّت های جهان و پیشرفت حیرت انگیز علوم خواهد بود و خروج وی نشأت گرفته از یهود بسیار پیشرفته و دارای ابعاد عقیدتی و سیاسی گسترده است.»

استاد کامل سلیمان در کتاب روزگار رهایی در توضیح این حدیث : « آبادی بیت المقدس، خرابی مدینه را به دنبال دارد و خرابی مدینه ،نبرد بی امان را و پس از آن قسطنطنیه (استانبول) فتح می شود و فتح استانبول خروج دجّال را به دنبال دارد.» می فرماید: صهیونیسم بین المللی پس از آن که احترام مسجد اقصی و کلیسای قیامت را از بین برد به تعمیر و آبادانی بیت المقدّ س پرداختند. خرابی مدینه به دست سپاه سفیانی ...، آن گاه جنگ سرنوشت ساز حق و باطل آغاز می شود... و آنگاه استانبول به دست سپاه اسلام  فتح می شود.

محل خرو ج دجـّال :

مرحوم خراسانی در کتاب خود گوید:«اخبار در محلّ خروجش مختلف است که سجستان است یا اصفهان یا از نواحی خراسان و وقت خرو ج او نیز معلوم نیست که پیش از ظهور است یا بعد، ولی مسلـّم است که در سال ظهور حضرت[عجـّـل اللّه تعالی فرجه الشّریف] است. » درجای دیگر گوید:« ممکن است حدیث حضرت باقر (علیه السـّـلام) که مکرّر می فرمود:

خراسان خراسان، سجستان سجستان،اشاره به این باشد و الله العالم.»

محقـّقین محترم در مورد علائم دجّال {که اکثر آن ها اتـّفاق افتاده است}به کتاب ارزشمند منتخب الاثر ‌‌‌‌‹عربی› مراجعه فرمایند

- فـتـنـه دجّال

الف - ” هیـچ پیغمبری نیامد مگر آن که مرد م را از فتنه دجّال ترساند.“

ب - ” در پیش قد م او سه سال خشکی است .“

ج – ”دجّال با گروهی که طیلسان( سبز) می پوشند و کفش مویین به پا می کنند در حومه کرمان فرود می آید.“

د- ” هفتاد هزار ترک ،یهود،زنا زاده ،خواننده،نوازنده،بادیه نشین و زن 

از او پیروی می کنند. چون دجّال خروج کند ،طوفانی چون طوفان قوم عاد و

 بانگی چون بانگ قوم صالح و مسخی چون مسخ اصحاب رسّ واقع می شود.“

ه-  ” مدت 40 روز در روی زمین جولان می کند ،روزی چون یک سال ، روزی چون یک ماه و دیگر روزهایش چون روزهای شما.“

و- ” به همه اقطار و اکناف جهان وارد می شود جز مکـّه و حوالی مکـّه و مدینه و حوالی مدینه.“

ز- ” آگاه باشید که بیشتر پیروانش فرزندان نامشروع و اصحاب طیلسان سبز می باشند. 

خداوند او را در گردنه افیق به دست کسی که عیسی مسیح پشت سرش نماز می خواند، 

سه ساعت گذشته از روز جمعه به هلاکت می رساند.“

ح- ” دجّال پس از خشک شد ن دریاچه طبریّه خروج می کند.“

{احادیثی که آورده شد، گزیده و مختصری از احادیث فراوانی است که

 در مورد دجّال آمده است. البته در منابع اهل تسنن سخن بیشتری آمده است.}

آتشی بزرگ

4 - آتشی بزرگ

الف ـ ” هنگامی که نشانه ای بزرگ در آسمان دیده شود وآن آتشی عظیم است که از سوی مشرق زمین پدید آید و شب هایی بد رخشد، فرج مردم در آن زمان است که این نشانه در پیش قد م ظهور قائم [عجـّـل ا... تعالی فرجه الشّریف] و به فاصله اندک می باشد .“

ب ـ ” عمودی از آتش در طرف مشرق آسمان پدید می آید که همه مرد م روی زمین آنرا می بینند. هر کس آن زمان را درک کند برای خانواده اش مواد غذایی یک ساله را تأمین کند.“

{ مؤلف کتاب روزگار رهایی محل وقوع این حادثه هولناک را در منطقه چاههای نفتی ظهران در حجاز می داند.}

نمونه ای از آن  که قبلاً اتّفاق افتاده است به نقل از کتاب جهان در سیطره صاحب الزّمان (عجـّـل الله تعالی فرجه الشّریف) می آوریم: «در روز سی ام ژوئن 1908 اهالی قسمتی از سیبریه شاهد منظره بدیعی شدند و گلوله ای آتشین را دیدند که در آسمان با سرعتی شگفت انگیز سیر می کند ، بلافاصله پس ازآ ن صدای هراس انگیزی به گوش رسید و بادی گرم وآتشناک وزید ، آسمان از تفّ این آتش چندان روشن شد که چشم را می زد واین روشنی تا چندین شب دوام یافت و در سرتاسر سیبریه و حتّی در اروپا قابل دید ن بود...»



برگرفته از ddddd12.blog.ir

خرو ج خراسانی+ شعیب بن صالح

1 –  خرو ج خراسانی

در میان علویّانی که از ایران برای زمینه سازی ظهور خرو ج می کنند دو شخصیّت بزرگوار درخشند گی و شجاعت خاصّی دارند. یکی از آنان سیّد حسنی است. 

و دیگری شعیب بن صالح فرمانده لشکر سیّد حسنی می باشد.

در اینجا احادیثی از کتاب روزگار رهایی می آوریم :

الف-  ” پرچم های سیاهی برای نبرد با سفیانی به حرکت در می آیند که میان آن ها جوانی از بنی هاشم است که صورتش چون قرص قمر است و در دست چپش خالی است . در پیشاپیش این سپاه شعیب بن صالح تمیمی است که کلاه های سپاهیانش سیاه است وجامه هایشان سپید. سپاه سفیانی را شکست می دهند و به سوی غرب پیش می روند تا به بیت المقدّس می رسند و زمینه را برای حضرت مهدی [عجـّـل اللّه تعالی فرجه الشّریف] فراهم می کنند.“

ب-  ” ما خاندانی هستیم که خداوند به جای دنیا ،آخرت را برگزیده است اهل بیت من بعد از من دچار بلاها ، گرفتاری ها،تبعید ها و جلای وطن ها می شوند تا گروهی از خراسان با پرچم های سیاه حرکت کنند و خیر و صلاح را مطالبه نمایند پس به آن ها داده نمی شود. آن ها نبرد می کنند و پیروز می شوند و به آنچه می خواستند دست می یابند ولی آن را نمی پذیرند بلکه به مردی از عترت من تقدیم می کنند که او جهان را پر از عدل و داد نماید آنچنان که مملوّ از جور و ستم شده است. آگاه باشید هر کس آن ها را      د رک کند ،به سوی آن ها بشتابد اگرچه با سینه خیز رفتن از روی برف ها باشد که او مهدی[عجـّـل اللّه تعالی فرجه الشّریف]است.“

ج-  ” مردی گند م گون ،چهار شانه و کوسه به نام شعیب بن صالح،با چهار هزار نفر از ری خرو ج می کند که در پیش قد م ظهور حضرت مهدی [عجـّـل اللّه تعالی فرجه الشّریف] است. کسی در برابرش ایستادگی نمی کند جز اینکه کشته می شود. “

د-  ” مردی ازقزوین خروج می کند که با یکی از پیامبران هم نام است. مشرک و مؤمن به اطاعتش می شتابند. کوه ها را پر از رعب و وحشت می سازد.“

ه-  ” سپاهیان خراسان به حرکت در می آیند. شعیب بن صالح تمیمی در طالقان به آن ها می پیوندد . در خوزستان به یک سید موسوی بیعت می شود. پرچمی برای چماق داران کرد فراهم می شود . عرب ها بر سرزمین ارمنی ها و سیکلوب ها غلبه می کنند و هرقل(آسیای صغیر) در برابر   فرمانده هان سفیانی تسلیم می شود.“

===========

و- { حدیث ذیل طولانی است و گزیده ای از آن را می آوریم. }

” سپس جوانی خوش اندام از حوالی قزوین و دیلم برای نصرت آل محمّد (علیهم السّلام)خروج می کند و با بانگی رسا و بیانی شیوا پیروان آل محمد (علیهم السّلام) را ندا می کند: که ای آل محمد (علیهم السّلام) بانگ ستم دیده غمین را لبّیک گویید. گنجینه های طالقان به او پاسخ مثبت می دهند. چه گنج ها و گنجینه هایی ! که از طلا و نقره نیستند بلکه مردانی فولادین هستند که بر یابو های ابلق سوارند و سلاح های کوتاهی در دست دارند. از شوق و علاقه ای که به جهاد دارند ، جست و خیز می زنند و خود را به سپاه دشمن می زنند ، می جنگند و پیروز می شوند. فرمانده آن ها مردی از تمیم به نام شعیب بن صالح است. بزرگ و کوچک شمشیر به دست گرفته وارد کارزار می شوند. سید حسنی که صورتش چون ماه تابان است،در این نبرد شمشیر می زند و با ستمگران نبرد می کند تا وارد کوفه شود و کوفه را ستاد فرماندهی خود قرار دهد. آنگاه به او خبر می رسد که حضرت مهدی [عجـّـل اللّه تعالی فرجه الشّریف] ظهور فرموده است...“

ز- {شعیب بن صالح} ” جوانی است نورس، زرد و گندمگون ،کوسه و خفیف اللـّحیه ،کسی در برابرش نمی ایستد جز اینکه کشته می شود. اگر با کوه ها درگیر شود از بن بر می کند تا وارد سرزمین قدس شود.او پرچمدار حضرت مهدی [عجـّـل الله تعالی فرجه الشّریف]  خواهد بود.“

در کتاب مهدی منتظر [عجـّـل اللّه تعالی فرجه الشّریف]  آمده است:

رایت [پرچم] خراسانی ، رایتی غیر از بیرق های سیاه ابومسلم از خراسان برای تشکیل دولت بنی عباس و غیر از رایت مغول که عاقبت دولت بنی عباس را بر هم زد می باشد و از هر سه در اخبار بسیاری یاد شده است... آنچه به نظر این حقیر(مرحوم حاج شیخ محمد جواد خراسانی ره) می رسد آن است که چند رایت ‹پرچم› از نقاط مختلف شرق قیام خواهد کرد و مجتمع آن ها خراسان است و همه با هم یکی خواهند شد. از خراسان قیام خواهند کرد

برگرفته از ddddd12.blog.ir